کد خبر : 42572
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 2 تیر 1405 - 1:02

معمای گمشده «همت»؛

وقتی فرهنگ سازمانی، آینه باورهای ماست

وقتی فرهنگ سازمانی، آینه باورهای ماست
*مهدی مقاری‌(کارشناس اجتماعی)* تصور کنید در شرکتی کار می‌کنید که نمازخانه‌اش را در زیرزمین و در کنار تلمبه‌خانه تعبیه کرده‌اند، اما سالن جلسات را با فرش‌های دستباف و کاشی‌های معرق تزیین نموده‌اند. این تناقض، حکایت تلخ بسیاری از سازمان‌های ماست. ما در شعار، دلدادهٔ «فرهنگ اسلامی» هستیم، اما در عمل، رفتارمان بیشتر شبیه «بازار سنتی» است تا یک مجموعهٔ مبتنی بر ارزش‌های اصیل.

فرهنگ، یعنی «امانت‌داری» در کوچک‌ترین رفتار. در فرهنگ ایرانی-اسلامی، «امانت» فقط به پول و حساب ختم نمی‌شود. امانت یعنی وقتِ همکار، یعنی حرمتِ جایگاهِ هم‌رزم، یعنی نگذاشتنِ کارِ امروز بر دوشِ فردا. اما چند مدیر را دیده‌اید که ورود به شرکت را به مثابه «ورود به مسجد» بدانند؟ مکانی که در آن غیبت ممنوع است، تهمت حرام است و سوءظن، آفتِ جمع. متأسفانه، در بسیاری از سازمان‌های ما، فرهنگ «گله‌ای» حکمفرماست. یعنی همه می‌دانیم که چاهِ آب، گل‌آلود است، اما هیچ‌کس به حفرکنندهٔ چاه اعتراض نمی‌کند. چرا؟ چون «خودمانی» را جایگزین «حرفه‌ای‌گری» کرده‌ایم.
آسیب‌شناسیِ بومی؛ از تعارف تا تعطیلیدر فرهنگ اداری ایران، سه آفتِ جدی، روحِ سازمان را می‌خورد:۱. پدرسالاریِ نرمجایی که مدیر، خود را «پدر بزرگ»ِ تیم می‌داند و نه «هم‌سفر»ِ آن‌ها. این نگاه، حرف‌زدنِ کارشناسِ جوان را می‌خورد و «ترسِ ابراز عقیده» را جایگزین «ایمنیِ روانی» می‌کند. در حالی که امیرالمؤمنین علی (ع) می‌فرمایند: «با مردم چنان رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند»، اما ما هنوز «آقا» و «جناب» را بر «هم‌کار» ترجیح می‌دهیم. نتیجه؟ تیمی خاموش که اشتباهات را می‌بینند، اما نمی‌گویند؛ چون می‌دانند حرفِ حق، زیرِ سایهٔ قدرت، گم می‌شود.
۲. قهرِ نانوشتهٔ دروغ‌های تعارفی شرکت ما پر از جلساتی است که همه تأیید می‌کنند، اما در پشت‌پرده، از همان مصوبه گلایه دارند. این «دوروییِ سازمانی» مصداقِ «إِنَّ أَکْذَبَ النَّاسِ…» است. وقتی کارمند برای حفظِ جایگاهش، دروغِ مصلحتی را رواج می‌دهد، فرهنگ سازمانی به «بازارِ چانه‌زنیِ اخلاقی» تبدیل می‌شود که در آن، صداقت، ضرر دارد. جالب اینجاست که خودِ مدیران هم از این فضا خسته‌اند، اما جرئتِ شکستنِ این آیینِ نانوشته را ندارند.
۳. عدالتِ سلیقه‌ای در فرهنگ دینی ما، «قسط» و «انصاف» سنگ‌بنای هر جمعی است. اما در عمل، بسیاری از مدیران، حقوق و ترفیع را بر اساس «ارادت شخصی» تقسیم می‌کنند، نه «تلاش و تخصص». این اقدام، سمّی مهلک است که همتِ جمعی را می‌شکند. کارمندِ مؤمنی که شب‌ها برای پیشرفتِ کار دعا می‌خواند، وقتی می‌بیند تنبل‌های چاپلوس جلو می‌افتند، دل‌سرد می‌شود. او دیگر برای «سازمان» کار نمی‌کند؛ فقط برای «حقوق» سرِ کار می‌آید.پیامبر اکرم (ص) تأکید داشتند: «اَلْمُسْلِمُونَ عِنْدَ شُرُوطِهِمْ». یعنی وفا به عهد و شفافیت، اصلِ کار است. اما چطور این اصل را در سازمان پیاده کنیم؟
۴. شورا، نه شعاردر قرآن به «أَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَيْنَهُمْ» سفارش شده است. یعنی تصمیماتِ کلیدی را باید به شورایِ متخصصین سپرد، نه اینکه مثل الان، «جلسه» را با «تأییدِ قبلی» برگزار کنیم. اجازه دهید کارشناسِ میانی، حقِ نقد داشته باشد، بدون ترس از برچسبِ «مخالفِ نظام». تجربه نشان داده تیم‌هایی که در آن‌ها نقدپذیری وجود دارد، خطاهای راهبردیِ کمتری مرتکب می‌شوند.
۵. قانونِ «حُسنِ ظن»مدیر باید مثلِ یک مُبلّغِ اخلاق، درِ اتاقش را به روی گلایه‌ها باز کند. نه به قصدِ تنبیه، بلکه به قصدِ «اصلاحِ رویه». وقتی کارمندی اشتباه می‌کند، به جای سرزنش در جمع، به او بگوییم: «ما همه در کشتیِ واحدی هستیم؛ کشتی را سوراخ نکنیم». این رفتار، هزینهٔ اشتباه را از «ترس» به «یادگیری» تبدیل می‌کند و خلاقیت را به سازمان برمی‌گرداند.
۶. عدالتِ استخدامی و معیشتی رزومه‌ها باید بر اساس «تعهد و تخصص» سنجیده شوند، نه فامیل‌بازی. در حدیث داریم که «مَنْ وَلَّی رَجُلاً عَلی عَشَرَهٍ…» یعنی هرکه مسئولیتی را به نااهل بسپارد، به خداوند خیانت کرده است. همچنین، تفاوتِ طبقاتیِ نجومی بین مدیر و کارگرِ ساده، خودِ بزرگترین تهدیدِ فرهنگِ سازمانی است. پیامبر (ص) با کارگران هم‌سفره می‌شدند؛ این یعنی هم‌دلیِ واقعی، نه فاصلهٔ تشریفاتی.
سودِ حلال، در گروِ فرهنگِ سالم  سازمانی که آدابِ اسلامی را فقط در نمازخانه‌اش خلاصه کند، فرصتِ بزرگِ «حیاتِ طیبه» را از دست داده است. فرهنگِ سازمانیِ ایرانی-اسلامی یعنی «همتِ مضاعف» در کار، «ایمان» در روابط، و «تقوا» در گزارش‌های مالی. وقتی کارمند احساس کند حرمت دارد، جایگاهش ارزشمند است و اشتباهش بخشیده می‌شود، خودبه‌خود بهره‌وریِ چندبرابری خواهد داشت. به قولِ بزرگان: «کارِ خوب از وجودِ خوب می‌بارد، نه از تابلوهای خوب بر دیوار».
بیایید سازمان‌هایمان را به جای کاشی‌کاریِ ظاهری، به «معماریِ باطنِ اخلاقی» آراسته کنیم. این، همان سودِ برتر و ماندگار است.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.