کد خبر : 41860
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 12 خرداد 1405 - 13:32

اتاق‌هایی کوچک، مردانی غریبه، نفس‌های گرفته:

«فاجعه‌ای به نام هم‌خانگی اجباری در تهران»

«فاجعه‌ای به نام هم‌خانگی اجباری در تهران»
تهران نفسش بند آمده. نه در ترافیکِ دودگرفته‌اش، نه در ایستگاه‌های متروی شلوغ، نه حتی در مطب‌های دکترهای ریه. تهران نفسش در اتاق‌های ۹ متری حبس شده؛ جاهایی که مردانی غریبه مجبورند شب را کنار هم روی تخت‌هایی به عرض تنها ۸۰ سانتی‌متر سپری کنند.

وقتی مردانی بالغ که هیچ خویشاوندی با هم ندارند، در فضایی کوچک‌تر از یک سرویس بهداشتی لوکس اروپایی مجبور به زندگی می‌شوند، دیگر اسمش بحران اقتصادی نیست. اسمش فاجعه‌ روانی-اجتماعی تمام‌عیار است.اینان نه از روی رفاقت و انتخاب، که از روی ناچاری محض، شب را کنار هم می‌گذرانند. گاهی حتی اسم یکدیگر را هم نمی‌دانند. شغل، عادت، خلق‌وخو، ساعت خواب و بیداری هیچ‌کدام هماهنگ نیست. یکی شب‌کار است، یکی صبح‌زود بیدار می‌شود، یکی خرخر می‌کند، یکی با موبایل تا صبح روشنایی می‌پاشد در چشم بقیه. این پدیده را در آمارهای رسمی «هم‌خانگی اجباری» می‌نامند، اما نام واقعی‌اش چیز دیگری است: خرد شدن تدریجی اعصاب، کشته شدن امید و به گرو رفتن هر شب خواب.

پشت پرده اعداد؛ جایی که آمارها فریاد می‌زنند

برای درک عمق فاجعه، کافی است به چند عدد سرد اما بی‌رحمانه نگاه کنیم:• در تهران امروز، ۶۰ تا ۷۰ درصد درآمد یک خانواده صرف اجاره‌خانه می‌شود. استاندارد جهانی ۳۰ درصد است. یعنی اگر یک خانواده‌ی تهرانی ماهانه ۱۰ میلیون تومان درآمد داشته باشد، ۷ میلیون تومان مستقیم به حساب صاحب‌خانه واریز می‌شود. باقی‌مانده‌ی ۳ میلیون باید خوراک، پوشاک، درمان، حمل‌ونقل و قبوض را تأمین کند. محال است. محالِ محال.• تورم اجاره‌بها در بهمن ۱۴۰۴ به ۳۴.۷ درصد رسیده است. قانون می‌گوید حداکثر ۲۵ درصد افزایش مجاز است. اما در عمل، اجاره‌ها بین ۳۰ تا ۴۰ درصد و گاهی حتی بیشتر گران می‌شوند. قانون در برابر بازارِ وحشی، یک تکه کاغذ بی‌مخاطب است.• طبق پژوهش مرکز مطالعات مسکن دانشگاه تهران، در مناطق ۱۰، ۱۱، ۱۴ و ۱۷ تهران، پدیده‌ای به نام «ازدحام شدید مسکونی» طی فقط دو سال، تقریباً سه برابر شده است. سه برابر. یعنی جایی که دو سال پیش یک اتاق دو نفره بود، امروز سه نفر در آن نفس می‌کشند.سازمان جهانی بهداشت، وضعیتی را که در آن چند مرد بالغ در یک اتاقِ فاقد فضای کافی شخصی مجبور به خوابیدن هستند، «آسیب‌زا و نامناسب برای سلامت روان و جسم» طبقه‌بندی می‌کند.

تراژدی خاموش: ازدواجی در کار نیست

اما شاید دردناک‌ترین بخش این ماجرا، چیزی است که در آمارهای ازدواج و طلاق گم شده است. پژوهش‌های میدانی نشان می‌دهد به ازای افزایش هر هم‌خانه‌ غریبه، احتمال ازدواج یک فرد مجرد بالای ۲۸ سال، ۶۳ درصد کاهش می‌یابد.معنی این عدد یعنی چه؟ یعنی مردی که شب را در اتاقی کوچک با مردانی غریبه می‌خوابد، نمی‌تواند حتی رویای خواستگاری و ازدواج را در سر بپروراند. نه به خاطر اینکه بداخلاق یا بی‌سواد است، به خاطر اینکه نمی‌تواند بگوید «بیا زندگی مشترکمان را از یک جای درست شروع کنیم». هیچ دختر و خانواده‌ای نمی‌خواهد زندگی مشترک را با کسی شروع کند که شب را با چند مرد غریبه در یک اتاق اشتراکی می‌خوابد. این تراژدی، اما نه در گزارش‌های رسمی مسکن می‌گنجد و نه در آمارهای ازدواج. این تراژدی فقط در چشم‌های خسته آن مرد دیده می‌شود که صبح از اتاق ۹ متری بیرون می‌زند و به امیدِ شایدِ فردایی بهتر، سوار مترو می‌شود.

شکاف قانونی؛ جایی که قانون نیست، کلاهبرداری هست

قانون روابط موجر و مستأجر مصوب ۱۳۷۶، اثری از مفهوم «هم‌خانگی چندنفره با غریبه» در خود ندارد. گویی قانون‌گذار آن سال‌ها نمی‌توانست تصور کند روزی برسد که چند مرد بالغ مجبور شوند در یک اتاق بخوابند. نتیجه‌ی این خلأ قانونی چه شده است؟• هیچ استاندارد سرانه‌ فضای شخصی تعریف نشده است، یعنی از نظر قانون، هیچ فرقی نمی‌کند یک نفر در اتاق ۲۰ متری تنها باشد یا چهار نفر در اتاق ۸ متری جمع شوند.• مسئولیت حوادث در فضای اشتراکی (آتش‌سوزی، سرقت، آسیب جسمی) کاملاً نامشخص است. اگر کیف یکی از سه هم‌اتاقی گم شود، به کدام مرجع باید شکایت کرد؟• بیش از ۸۰ درصد توافقات هم‌خانگی کاملاً شفاهی است. هیچ سند کتبی، هیچ تعهدنامه، هیچ ثبت رسمی. در اولین اختلاف، نه مرجع قضایی مشخصی هست، نه تضمینی برای بازپس‌گیری ودیعه، و نه حتی راهی برای اثبات اینکه اصلاً آن شخص در آن خانه زندگی می‌کرده است.این خلأ، بازار سیاه هم‌خانگی را به شدت فعال کرده است. روزنامه‌های دیواری و کانال‌های تلگرامی پر است از آگهی‌هایی با عنوان «واگذاری تخت در اتاق – بدون تعهد» یا «هم‌خانه می‌پذیرم – نیاز به استعلام نیست». پشت این آگهی‌ها گاهی کلاهبرداران حرفه‌ای پنهان می‌شوند؛ گاهی هم مجرمان سابقه‌دار. چندین پرونده در دادسراهای تهران وجود دارد از مردانی که با همین آگهی‌ها وارد یک خانه شده‌اند و فردای آن روز با کیف خالی و بدنی کبود از خواب بیدار شده‌اند. اما چون قراردادی در کار نبوده، امکان پیگیری قضایی تقریباً صفر است.

سه راهکار عملی که دیگر نمی‌شود نادیده گرفتدیگر زمانِ کتمان این حقیقت تلخ گذشته است. اگر قرار است تهران باز هم نفس بکشد، باید این سه اقدام فوری انجام شود:۱. استاندارد اجباری سرانه‌ مسکنشورای عالی شهرسازی و معماری ایران سال‌ها پیش، حداقل ۱۰ متر مربع فضای شخصی برای هر فرد بالغ غیرهمسر تعیین کرده است. این استاندارد باید از حالت توصیه‌نامه خارج و الزامی شود. هیچ بنگاه مشاور املاکی حق ندارد فضایی زیر این استاندارد را به عنوان «اتاق قابل سکونت برای فرد بالغ» اجاره دهد. نظارت بر این موضوع به راحتی از طریق سامانه‌ی ثبت املاک و استعلام متراژ ممکن است، اگر اراده‌ای باشد.۲. قرارداد رسمی هم‌خانگیاتحادیه مشاوران املاک، با پشتوانه‌ی قوه‌ی قضاییه، باید یک قرارداد استاندارد هم‌خانگی تهیه کند که در آن حقوق و تعهدات طرفین در مورد فضاهای مشترک، زمان استفاده از آشپزخانه و سرویس بهداشتی، شرایط پذیرش مهمان، محدودیت‌های سروصدا، تقسیم قبوض و مهم‌تر از همه، نحوه‌ی فسخ و تخلیه به روشنی مشخص شده باشد. ثبت این قرارداد در سامانه‌ی ملی املاک و مستغلات الزامی شود. این کار هم از کلاهبرداری جلوگیری می‌کند، هم مرجع قضایی مشخصی برای اختلافات ایجاد می‌کند.۳. دفاتر عمومی هم‌خانگی با الهام از آلمان و کره‌جنوبیشهرداری تهران، به ویژه در مناطق پرتراکم ۱۰، ۱۱، ۱۴ و ۱۷، باید دفاتر عمومی هم‌خانگی تأسیس کند. الگوی این دفاتر، نمونه‌های موفقی در برلین و سئول است. این دفاتر، غربالگری اولیه‌ی متقاضیان را انجام می‌دهند، قراردادهای استاندارد را تنظیم می‌کنند، به عنوان میانجی در اختلافات عمل می‌کنند و مهم‌تر از همه، یک فضای امن و قانونی برای پیدا کردن هم‌خانه ایجاد می‌کنند
تا آن روز که این راهکارها جدی گرفته شود، هر شب در هزاران اتاق کوچک و بی‌پنجره‌ تهران، مردانی غریبه کنار هم دراز می‌کشند. نه از روی انتخاب، از روی ناچاری. نه برای رفاقت، برای زنده ماندن. آن‌ها در بی‌خوابی و ترس و صدای نفس‌های یکدیگر، یادآور یک حقیقت تلخ‌اند: اقتصاد بدون سیاست مسکن، یعنی زندگی بدون روح. تهران و کلانشهرها به خانه‌ای برای نفس کشیدن نیاز دارند. نه یک اتاق ۹ متری با سه یا چندتخت‌خواب ۸۰ سانتی!

مهدی مقاری(کارشناس،مسائل اجتماعی)

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.